
روز میلاد
خاطرات روزهای تولد این چند سال زندگیم هر کدام نقشی شده بر لوح قلبم که چه زیبا نقشها نگاشته شده اند
متولد میانه ی پاییز از جانب پاییز می نویسد و از جانب پاییز می گوید:
بار دیگر تولدت را جشن می گیرم .
"فرزندی خلف از نوادگان پاییز"
زیر نوشت:خیلی انگار خودمو تحویل گرفتم ولی اشکال نداره هر روز که روز تولدم نیست!
چند وفتی شاید کمتر بنویسم ولی انشاءا..ه با خبری خوش وبلاگم را مزین می نماییم ....
دست یابی به چیزی که مدت ها ست در انتظارش هستم....
دوستان عزیز برایم نیک دعا کنید...
روزی که سبک شدم .....
این را می نگارم که خوب به یاد داشته باشم و از بایت تو را شکر می گویم.....
وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
چند روز پیش به یکی از دوستانم می گفتم:
از دست دادن برای بدست آوردن
تو این چیز را از دست دادی که این چیز را بدست آوری
وقتی تو این چیز را از دست دادی زانو هایت توان یافتند ...توان مقابله با مشکلات را...
از دست دادی که این چیز ها را بدست آوردی
چند روزی گذشت:
و از آنجایی که خداوند سمیع و بصیر است :
به من چیزهایی را آموخت که هیچ معلمی این طور به شاگردش نمی آموزد...
می خواست ببیند من در مقابل با مشکلات این طور که می گویم عمل میکنم؟!
شاید هم مثال این ضرب المثل قدیمی :
تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره؟!
خلاصه با بهایی سنگین مارا آموخت
شاید دیگر برای کسی لالایی نخونم چون می ترسم با بهایی سنگین امتحان شوم
میدانم که سمیعی و بصیر ....چرا این طور قدرتمندانه بر من ثابت می کنی؟!
فقط خوشحالم از اینکه:
.
.
.
.
.
وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
الهم عجل الولیک الفرج
گوشی اش به صدا در آمد ....شماره رو می بینه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با تعجب اسم رو می خونه!
مگه می شه!
شمارش از ایرانه!
انگار!
بله انگار برگشته !
با خوشحالی گوشی اش رو جواب می ده و بدون سلام و احوال پرسی می گه انگار مسافرمون از سفر برگشته............
بله
خودش بود .....دوست مهربانی که بعد از مدت ها آمدنش کسی را شاد می کند که دوست زیادی ندارد
با خوشحالی مشخص می کند که یه زودی ببندش...
چه جالب است این ماجرای دوری:
دوستان تا نزدیک مایند قدر نمی دانیم و همین که به جای دوری می روند و مدتی نمی بینمشان قدر می دانیم
این چه حکایتی است از ما انسان ها که این گونه ایم
که برای ما دو سخن معروف آورده اند:
دوری و دوستی
و خدای ناکرده "مرده پرست" که تا به سفری دور تر و به جهان باقی می روند عزیز می شوند!

A)معیارتان در انتخاب پایتیل چیست؟
a)کش آمدنD:
b)طمع ترش
c)طمع شیرین
d)نرمی یا سفت بودن
e)رنگ خوشلD:
B)کدامیک بیشتر کش می آیند؟
1)BEBETO
2)JELIBON
3)HARIBO
4)گزینه های دیگر(با ذکر نام)
نظراتتون رو در قسمت نظرات با درج شماره سوال و گزینه مورد نظر ذکر کنید....
به بهترین نظرات جوایز پاستیلی تقدییم حضور می گردد! D:

آنجایی که نمی دانی می روی
گاهی سرنوشت تو را رهسپار دیار دیگری می کند که خود هم نمی دانی به کجا می روی؟!
اکنون که این نوشته را می نگارم فارغم از هر گونه مشغولیات و این را پاس می دارم چون دیر زمانی است که به این مهم دست نیافته بودم...
دیر زمانی استن که هر گاه می نگارم بر دفتر نوشته ها یاد روزگاران کودکی ام می کنم که چه شیرین و چه زود جای خود را به روزگاران جوانی داد ...
قدر این روزگاران را نیز باید دانست که اگر اندکی این روزها را نبینم یا خرد بینم آنها نیز می گذرند
چه خوب می گوید این خواجه عبدا..ه انصاری:
دی رفت و باز نیامد .........فردا را اعتماد نشاید.....حال را غنیمت دان که دیر نپاید
کودکی را به همراه پاستیل هایی دوست دارم که در جوانی به یاد کودکی آنها را با لذت می خورم
جالب است
انتخابات موضوع مبهمي است
شايد بگويم هيچ نمي گويم جز سكوت بهتر باشد...
فقط اميدوارم در اين 4سال آتي ياد 4سال گذشته نكينم يا اگر يادي كرديم دستان يكديگر را به گرمي بفشاريم به جاي اعتراضاتي كه كه سر مي دهيم و زود هم مي فراموشيم...

